دایرةالمعارف کنتاکتورهای صنعتی
اگر تابلوهای برق صنعتی را قلب یک کارخانه بدانیم، بدون شک کنتاکتور (Contactor) مهمترین عضوی است که وظیفه کنترل و هدایت جریان الکتریکی را بر عهده دارد. تقریباً هیچ کارخانه، خط تولید، ایستگاه پمپاژ، آسانسور، جرثقیل سقفی، کمپرسور، دستگاه CNC یا سیستم تهویه صنعتی را نمیتوان پیدا کرد که در آن از کنتاکتور استفاده نشده باشد.
با وجود اینکه این قطعه یکی از پرمصرفترین تجهیزات برق صنعتی است، اما بسیاری از تکنسینها، برقکاران و حتی برخی فروشندگان تنها شناخت محدودی از آن دارند. معمولاً هنگام خرید تنها به آمپر یا برند توجه میشود، در حالی که انتخاب صحیح یک کنتاکتور به دهها پارامتر مختلف وابسته است.
در این مقاله جامع تلاش کردهایم تمام اطلاعات ضروری درباره کنتاکتورهای صنعتی را به زبان ساده اما کاملاً تخصصی بررسی کنیم؛ به گونهای که پس از مطالعه این مقاله، بسیاری از سوالاتی که سالها ذهن فعالان برق صنعتی را مشغول کرده است، پاسخ داده شود.

کنتاکتور چیست؟
کنتاکتور یک کلید الکترومغناطیسی است که امکان قطع و وصل مدارهای قدرت را از طریق یک مدار فرمان فراهم میکند.
به بیان سادهتر، شما با استفاده از جریان بسیار کمی که وارد بوبین کنتاکتور میشود، میتوانید جریانهای بسیار بزرگ چند صد آمپری را کنترل کنید.
به همین دلیل است که تقریباً تمام موتورهای صنعتی، پمپها، کمپرسورها، هیترها، خطوط تولید و ماشینآلات سنگین از طریق کنتاکتور روشن و خاموش میشوند.
اگر قرار بود هر بار یک موتور ۷۵ کیلووات را مستقیماً با کلید دستی روشن کنیم، هم ایمنی کاهش پیدا میکرد و هم عمر تجهیزات بسیار کم میشد. کنتاکتور این مشکل را به بهترین شکل حل کرده است.
تاریخچه پیدایش کنتاکتور
با رشد صنعت برق در اوایل قرن بیستم، نیاز به وسیلهای احساس شد که بتواند جریانهای بالا را به صورت ایمن کنترل کند.
در ابتدا از کلیدهای مکانیکی بزرگ استفاده میشد اما مشکلات زیادی وجود داشت:
-
جرقه شدید
-
سوختن سریع کنتاکتها
-
خطر برقگرفتگی
-
سخت بودن کنترل از راه دور
-
عدم امکان اتوماسیون
با توسعه سیستمهای الکترومغناطیسی، نخستین کنتاکتورها تولید شدند و به مرور شرکتهایی مانند:
-
Siemens
-
Schneider Electric
-
ABB
-
Eaton
-
Mitsubishi
-
LS Electric
-
Fuji Electric
نسلهای مختلف این تجهیزات را توسعه دادند.
امروزه کنتاکتورها میلیونها بار قطع و وصل را بدون مشکل انجام میدهند.
چرا به جای کلید معمولی از کنتاکتور استفاده میکنیم؟
این سؤال یکی از پرتکرارترین پرسشهای برقکاران تازهکار است.
دلیل اصلی استفاده از کنتاکتور، کنترل ایمن توانهای بالا است.
مهمترین مزایا عبارتند از:
۱- کنترل از راه دور
اپراتور میتواند از صدها متر فاصله موتور را روشن یا خاموش کند.
۲- امکان اتوماسیون
PLC، تایمر، سنسور، اینورتر و سیستمهای هوشمند همگی میتوانند کنتاکتور را کنترل کنند.
۳- افزایش ایمنی
مدار فرمان از مدار قدرت کاملاً جداست.
در نتیجه احتمال برقگرفتگی بسیار کمتر خواهد بود.
۴- طول عمر بالا
کنتاکتور برای هزاران یا حتی میلیونها بار قطع و وصل طراحی شده است.
۵- قابلیت اضافه کردن تجهیزات جانبی
مانند:
-
کنتاکت کمکی
-
تایمر
-
اینترلاک
-
ماژول سرج
-
بوبینهای مختلف
-
بلوک حفاظتی
ساختمان داخلی کنتاکتور
هر کنتاکتور از چند قسمت اصلی تشکیل شده است که شناخت آنها برای تعمیر، عیبیابی و انتخاب صحیح اهمیت زیادی دارد.
۱- بوبین (Coil)
مهمترین قسمت کنتاکتور است.
وقتی ولتاژ به بوبین اعمال میشود، میدان مغناطیسی ایجاد شده هسته متحرک را جذب میکند.
در نتیجه کنتاکتهای قدرت بسته میشوند.
بوبینها در ولتاژهای مختلف ساخته میشوند:
-
24VAC
-
24VDC
-
48VAC
-
110VAC
-
220VAC
-
230VAC
-
380VAC
-
400VAC
اشتباه در انتخاب ولتاژ بوبین یکی از رایجترین دلایل سوختن کنتاکتور است.
۲- هسته ثابت و متحرک
این دو قطعه وظیفه ایجاد میدان مغناطیسی را بر عهده دارند.
کیفیت آلیاژ آنها مستقیماً روی:
-
صدای کنتاکتور
-
لرزش
-
عمر دستگاه
-
سرعت عملکرد
تأثیر میگذارد.
۳- کنتاکتهای قدرت
این قسمت همان بخشی است که جریان اصلی از آن عبور میکند.
معمولاً شامل سه پل است:
L1 → T1
L2 → T2
L3 → T3
در مدلهای تکفاز یا چهارپل، تعداد کنتاکتها متفاوت است.
۴- کنتاکت کمکی
این کنتاکتها برای مدار فرمان استفاده میشوند.
انواع رایج:
NO
Normally Open
NC
Normally Closed
از آنها در مدارهای خودنگهدار، اینترلاک، PLC و سیستمهای کنترلی استفاده میشود.
۵- فنر برگشت
پس از قطع برق بوبین، فنر باعث باز شدن سریع کنتاکتها میشود.
اگر این فنر ضعیف شود ممکن است کنتاکتور گیر کند.
۶- محفظه جرقه (Arc Chamber)
هنگام قطع جریان، جرقه شدیدی بین کنتاکتها ایجاد میشود.
محفظه جرقه وظیفه خاموش کردن این قوس الکتریکی را دارد.
کیفیت این قسمت نقش بسیار مهمی در طول عمر کنتاکتور دارد.
نحوه عملکرد کنتاکتور
عملکرد کنتاکتور در ظاهر ساده است اما از نظر فیزیکی بسیار جالب است.
مراحل کار به ترتیب زیر است:
-
ولتاژ وارد بوبین میشود.
-
میدان مغناطیسی تشکیل میشود.
-
هسته متحرک جذب میشود.
-
کنتاکتهای قدرت بسته میشوند.
-
موتور یا مصرفکننده روشن میشود.
-
با قطع برق بوبین، میدان مغناطیسی از بین میرود.
-
فنر هسته را آزاد میکند.
-
مدار قدرت قطع میشود.
تمام این فرآیند معمولاً در چند میلیثانیه انجام میشود.
مهمترین کاربردهای کنتاکتور
کنتاکتور تقریباً در تمام صنایع حضور دارد، اما مهمترین کاربردهای آن عبارتند از:
-
راهاندازی موتورهای سهفاز
-
تابلوهای برق صنعتی
-
سیستمهای اتوماسیون
-
پمپهای آب
-
کمپرسورها
-
برجهای خنککننده
-
خطوط تولید
-
دستگاههای تزریق پلاستیک
-
آسانسورها
-
جرثقیلهای سقفی
-
ماشینآلات CNC
-
سیستمهای تهویه مطبوع
-
بانکهای خازنی
-
کورههای صنعتی
-
سیستمهای روشنایی بزرگ
-
تجهیزات معدن
-
صنایع نفت، گاز و پتروشیمی
-
صنایع فولاد
-
صنایع سیمان
-
نیروگاهها
به همین دلیل است که کنتاکتور را یکی از پایهایترین تجهیزات برق صنعتی میدانند.
شناخت تخصصی انواع کنتاکتورها، نحوه انتخاب صحیح، استانداردها و نکاتی که کمتر کسی درباره آنها میداند
اگر بخواهیم تنها یک اشتباه را به عنوان رایجترین دلیل خرابی زودهنگام کنتاکتورها معرفی کنیم، آن اشتباه انتخاب نادرست کنتاکتور است. بسیاری تصور میکنند اگر جریان نامی موتور ۲۵ آمپر باشد، خرید یک کنتاکتور ۲۵ آمپری بهترین انتخاب است. این در حالی است که در بسیاری از کاربردهای صنعتی، این انتخاب میتواند عمر کنتاکتور را به شدت کاهش دهد و باعث سوختن تیغهها، آسیب دیدن بوبین و حتی توقف کامل خط تولید شود.
دلیل این موضوع آن است که کنتاکتورها تنها بر اساس جریان نامی انتخاب نمیشوند. عواملی مانند نوع بار، تعداد دفعات قطع و وصل در ساعت، دمای محیط، ارتفاع از سطح دریا، نوع موتور، جریان راهاندازی، ضریب توان و حتی میزان رطوبت محیط، همگی در انتخاب مدل مناسب تأثیر دارند. به همین علت، دو کارخانه که هر دو از موتور ۳۰ کیلووات استفاده میکنند، ممکن است به دو مدل کاملاً متفاوت از کنتاکتور نیاز داشته باشند.
یکی از مهمترین مفاهیمی که هر برقکار صنعتی باید آن را به خوبی بشناسد، کلاس کاری یا Utilization Category است. این استاندارد مشخص میکند که کنتاکتور در چه شرایطی قرار است کار کند و چه نوع باری را قطع و وصل نماید. متأسفانه بسیاری از افراد هنگام خرید فقط به عدد آمپر نگاه میکنند، در حالی که همین کلاس کاری اهمیت بسیار بیشتری دارد.
کلاس AC-1 برای بارهای مقاومتی طراحی شده است؛ یعنی تجهیزاتی که هنگام روشن شدن جریان هجومی زیادی تولید نمیکنند. هیترهای برقی، کورههای مقاومتی و برخی تجهیزات گرمایشی در این دسته قرار میگیرند. در چنین کاربردهایی کنتاکتور فشار مکانیکی و الکتریکی زیادی را تحمل نمیکند و معمولاً عمر بالایی خواهد داشت.
اما زمانی که صحبت از موتورهای سهفاز میشود، شرایط کاملاً تغییر میکند. در اینجا کلاس AC-3 اهمیت پیدا میکند؛ استانداردی که تقریباً در تمام تابلوهای برق صنعتی مشاهده میشود. موتورهای القایی هنگام استارت، جریانی چند برابر جریان نامی خود مصرف میکنند و اگر کنتاکتور برای این شرایط طراحی نشده باشد، کنتاکتهای آن به سرعت دچار فرسایش میشوند. به همین دلیل است که ممکن است روی بدنه یک کنتاکتور نوشته شده باشد «۴۰ آمپر AC-1» اما در حالت AC-3 فقط توانایی کنترل موتوری با جریان ۲۵ آمپر را داشته باشد. این تفاوت، یکی از نکاتی است که بسیاری از افراد تازهکار از آن بیاطلاع هستند.
شرایط سختتر زمانی ایجاد میشود که موتور تحت بار سنگین روشن شود یا لازم باشد در حین حرکت متوقف و دوباره معکوس شود. در چنین مواردی از کلاس AC-4 استفاده میشود. جرثقیلهای سقفی، بالابرها، پرسهای صنعتی و برخی ماشینآلات خاص معمولاً در این گروه قرار میگیرند. در این شرایط جرقههای الکتریکی هنگام قطع و وصل بسیار شدیدتر هستند و اگر از کنتاکتور معمولی استفاده شود، تیغههای قدرت در مدت کوتاهی آسیب خواهند دید.
موضوع دیگری که هنگام انتخاب کنتاکتور نباید نادیده گرفته شود، ولتاژ بوبین است. بسیاری از خرابیهایی که به عنوان «سوختن کنتاکتور» شناخته میشوند، در حقیقت ناشی از انتخاب اشتباه بوبین هستند. اگر بوبینی که برای ۲۲۰ ولت طراحی شده است به شبکه ۳۸۰ ولت متصل شود، در مدت بسیار کوتاهی خواهد سوخت. از سوی دیگر اگر بوبین ۳۸۰ ولتی با ولتاژ ۲۲۰ ولت تغذیه شود، میدان مغناطیسی لازم برای جذب کامل هسته ایجاد نمیشود و کنتاکتور به صورت لرزان کار خواهد کرد. این لرزش علاوه بر ایجاد صدای غیرعادی، باعث افزایش جرقه، بالا رفتن دمای تیغهها و کاهش شدید عمر مفید دستگاه میشود.
در محیطهای صنعتی، شرایط نصب نیز اهمیت فراوانی دارد. تصور کنید یک کنتاکتور در اتاق برق یک کارخانه داروسازی نصب شده است؛ محیطی تمیز، دارای تهویه مناسب و دمای کنترلشده. حال همان مدل را در یک کارخانه سیمان یا معدن نصب کنید؛ جایی که گردوغبار، لرزش، رطوبت و دمای بالا به صورت همزمان وجود دارند. طبیعی است که عمر این دو کنتاکتور یکسان نخواهد بود. به همین دلیل شرکتهای معتبر همواره در کاتالوگ محصولات خود محدوده دمای کاری، رطوبت مجاز، ارتفاع نصب و شرایط محیطی را به طور دقیق اعلام میکنند.
یکی از سؤالاتی که همواره هنگام خرید مطرح میشود، این است که کدام برند کنتاکتور بهتر است؟ پاسخ این سؤال به کاربرد، بودجه و نوع پروژه بستگی دارد. برندهایی مانند زیمنس، اشنایدر الکتریک، ABB، ایتون، فوجی، LS و میتسوبیشی سالهاست که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرند و هر کدام مزایا و ویژگیهای خاص خود را دارند.
برای مثال، کنتاکتورهای زیمنس به دلیل کیفیت ساخت بالا، عملکرد دقیق بوبین و دوام زیاد در صنایع سنگین بسیار محبوب هستند. طراحی مکانیکی آنها به گونهای است که حتی پس از سالها کارکرد نیز عملکرد یکنواختی دارند. همچنین قطعات یدکی و لوازم جانبی این محصولات به راحتی در بسیاری از بازارهای صنعتی یافت میشود.
اشنایدر الکتریک نیز به دلیل طراحی مدرن، صدای کم هنگام عملکرد و هماهنگی کامل با تجهیزات حفاظتی خود، انتخاب اول بسیاری از تابلوسازان است. در پروژههایی که سیستم کنترل پیچیده و تجهیزات اتوماسیون پیشرفته وجود دارد، محصولات این برند عملکرد بسیار قابل قبولی ارائه میکنند.
در مقابل، برندهایی مانند LS یا برخی تولیدکنندگان آسیایی، گزینههای اقتصادیتری محسوب میشوند و در پروژههایی که محدودیت بودجه وجود دارد، میتوانند انتخاب مناسبی باشند؛ البته به شرط آنکه محصول اصل و متناسب با کاربرد انتخاب شود.
یکی از مهمترین بخشهایی که هنگام خرید نباید از آن غافل شد، پلاک مشخصات کنتاکتور است. بسیاری تنها عدد بزرگ درجشده روی بدنه را مشاهده میکنند، در حالی که اطلاعات ارزشمند دیگری نیز روی پلاک وجود دارد. جریان نامی در کلاسهای مختلف، توان قابل کنترل در ولتاژهای گوناگون، ولتاژ بوبین، فرکانس کاری، استانداردهای بینالمللی، تعداد دفعات مجاز قطع و وصل مکانیکی و الکتریکی و حتی شماره دقیق مدل، همگی روی همین پلاک درج شدهاند. آشنایی با این اطلاعات باعث میشود هنگام تعمیر یا جایگزینی، دقیقاً همان قطعه مناسب انتخاب شود.
یکی دیگر از نکاتی که کمتر درباره آن صحبت میشود، تفاوت عمر مکانیکی و عمر الکتریکی کنتاکتور است. تولیدکنندگان معتبر معمولاً اعلام میکنند که یک کنتاکتور میتواند مثلاً ده میلیون بار از نظر مکانیکی قطع و وصل شود. این عدد به معنای آن نیست که در شرایط واقعی نیز همین مقدار عمر خواهد داشت. زمانی که کنتاکتور زیر بار واقعی کار میکند، جرقههای الکتریکی باعث فرسایش تدریجی تیغهها میشوند و عمر الکتریکی آن معمولاً بسیار کمتر از عمر مکانیکی خواهد بود. اگر موتور دائماً روشن و خاموش شود یا بار سنگین باشد، این عدد باز هم کاهش پیدا میکند.
یکی دیگر از اشتباهات رایج در صنایع، استفاده از کنتاکتور با ظرفیت بسیار بالاتر از نیاز است. برخی تصور میکنند هرچه آمپر کنتاکتور بیشتر باشد، عملکرد آن بهتر خواهد بود. در حالی که این موضوع همیشه صحیح نیست. کنتاکتورهای بزرگتر علاوه بر قیمت بیشتر، مصرف بوبین بالاتری دارند، فضای بیشتری در تابلو اشغال میکنند و در برخی شرایط حتی ممکن است عملکرد مطلوبی در بارهای سبک نداشته باشند. انتخاب صحیح همیشه بر اساس محاسبات فنی انجام میشود، نه صرفاً انتخاب بزرگترین مدل موجود.
همچنین نباید فراموش کرد که کنتاکتور به تنهایی وظیفه حفاظت از موتور را بر عهده ندارد. این قطعه صرفاً عمل قطع و وصل را انجام میدهد. حفاظت در برابر اضافهبار، اتصال کوتاه، افت فاز یا عدم تعادل جریان باید توسط تجهیزاتی مانند بیمتال، کلید اتوماتیک، فیوز یا رلههای حفاظتی انجام شود. به همین دلیل در یک تابلو برق استاندارد، کنتاکتور همواره در کنار تجهیزات حفاظتی مناسب نصب میشود تا هم موتور و هم خود کنتاکتور در شرایط ایمن کار کنند.
در نهایت، شاید مهمترین نکتهای که باید درباره انتخاب کنتاکتور به خاطر سپرد این باشد که هیچ مدل یا برندی برای همه کاربردها بهترین نیست. بهترین کنتاکتور، مدلی است که با شرایط واقعی پروژه، نوع بار، تعداد دفعات قطع و وصل، شرایط محیطی و تجهیزات حفاظتی هماهنگ باشد. انتخاب آگاهانه نهتنها هزینههای تعمیر و نگهداری را کاهش میدهد، بلکه از توقفهای ناخواسته خطوط تولید و خسارتهای سنگین ناشی از خرابی تجهیزات نیز جلوگیری میکند.
جمعبندی
کنتاکتور شاید در نگاه اول تنها یک کلید الکترومغناطیسی برای قطع و وصل مدارهای قدرت به نظر برسد، اما در واقع یکی از مهمترین اجزای هر سیستم برق صنعتی است. از یک پمپ آب کوچک گرفته تا خطوط تولید کارخانههای فولاد، پتروشیمی، صنایع غذایی، معادن، جرثقیلهای سقفی و آسانسورها، همه به عملکرد صحیح این قطعه وابسته هستند. به همین دلیل شناخت دقیق آن تنها برای مهندسان برق ضروری نیست، بلکه تکنسینهای تعمیرات، تابلوسازان، مسئولان نگهداری، برقکاران صنعتی و حتی مدیران خرید نیز باید اطلاعات کافی درباره آن داشته باشند.
در طول این مقاله بررسی کردیم که کنتاکتور چگونه کار میکند، از چه اجزایی تشکیل شده است، چه تفاوتی با کلیدهای معمولی دارد و چرا در صنعت جایگزینی برای آن وجود ندارد. همچنین با کلاسهای کاری مختلف، نحوه انتخاب صحیح، تأثیر شرایط محیطی، اهمیت ولتاژ بوبین، نقش استانداردهای بینالمللی و تفاوت برندهای معتبر آشنا شدیم. مجموعه این اطلاعات نشان میدهد که انتخاب کنتاکتور تنها بر اساس آمپر یا قیمت، یک تصمیم حرفهای نیست و میتواند هزینههای سنگینی برای یک مجموعه صنعتی ایجاد کند.
واقعیت این است که بسیاری از خرابیهایی که به نام «سوختن کنتاکتور» شناخته میشوند، در اصل نتیجه خطاهای انسانی هستند. انتخاب اشتباه ظرفیت، استفاده از ولتاژ نامناسب برای بوبین، نصب در محیط آلوده بدون تهویه مناسب، عدم استفاده از تجهیزات حفاظتی، سفت نبودن اتصالات، کیفیت پایین کابلکشی یا حتی سرویس نکردن تابلو برق، همگی عواملی هستند که عمر مفید کنتاکتور را به شدت کاهش میدهند. در مقابل، یک کنتاکتور اصل و متناسب با شرایط کاری، اگر به درستی انتخاب و نگهداری شود، میتواند سالها بدون کوچکترین مشکل در مدار کار کند.
یکی از مهمترین توصیهها برای خریداران این است که همیشه قبل از سفارش، مشخصات کامل پروژه را بررسی کنند. توان موتور، جریان نامی، جریان راهاندازی، نوع بار، تعداد دفعات قطع و وصل، ولتاژ مدار فرمان، دمای محیط، شرایط نصب و حتی فضای موجود داخل تابلو برق، همگی باید در فرآیند انتخاب لحاظ شوند. اگر تنها یکی از این پارامترها نادیده گرفته شود، ممکن است بهترین و گرانترین کنتاکتور بازار نیز نتواند عملکرد مطلوبی داشته باشد.
در بازار امروز، متأسفانه نمونههای تقلبی و بیکیفیت بسیاری از برندهای معروف وجود دارند. این محصولات معمولاً ظاهر بسیار مشابهی با نمونه اصلی دارند، اما در کیفیت آلیاژ کنتاکتها، جنس بوبین، دقت مونتاژ و مقاومت در برابر جرقه تفاوتهای اساسی دارند. استفاده از چنین محصولاتی شاید در ابتدا باعث کاهش هزینه خرید شود، اما در بلندمدت به دلیل خرابیهای مکرر، توقف خط تولید و هزینههای تعمیر، زیان بسیار بیشتری به همراه خواهد داشت. به همین دلیل خرید از فروشندگان معتبر و دریافت ضمانت اصالت کالا اهمیت زیادی دارد.
نگهداری صحیح نیز به اندازه انتخاب درست اهمیت دارد. بازدید دورهای تابلو برق، کنترل دمای تجهیزات، بررسی صدای غیرعادی کنتاکتور، اطمینان از سلامت کنتاکتها، تمیز نگه داشتن محیط نصب، بررسی سفت بودن پیچهای ترمینال و کنترل عملکرد بیمتال و تجهیزات حفاظتی، اقداماتی ساده اما بسیار مؤثر هستند که میتوانند از بسیاری از خرابیهای ناگهانی جلوگیری کنند.
با پیشرفت صنعت و گسترش اتوماسیون، نقش کنتاکتورها نیز در حال تغییر است. اگرچه اینورترها و سافتاستارترها در بسیاری از کاربردها مورد استفاده قرار میگیرند، اما هنوز هم کنتاکتور به عنوان یکی از اصلیترین تجهیزات فرمان و حفاظت در تابلوهای برق صنعتی جایگاه خود را حفظ کرده است. حتی در سیستمهای کاملاً هوشمند نیز معمولاً یک یا چند کنتاکتور برای ایمنی، ایزوله کردن مدار یا قطع اضطراری مورد استفاده قرار میگیرند. این موضوع نشان میدهد که کنتاکتور نه تنها یک تجهیز قدیمی نیست، بلکه همچنان یکی از ارکان اصلی سیستمهای قدرت و کنترل محسوب میشود.
در نهایت میتوان گفت که شناخت کنتاکتور، تنها یادگیری نام چند قطعه یا حفظ کردن چند عدد آمپر نیست. درک نحوه عملکرد، شناخت محدودیتها، آگاهی از استانداردها و انتخاب صحیح بر اساس شرایط واقعی پروژه، همان چیزی است که یک تکنسین یا مهندس حرفهای را از یک فرد کمتجربه متمایز میکند. هرچه دانش شما در این زمینه بیشتر باشد، احتمال بروز خطا، توقف تولید و هزینههای ناخواسته نیز کمتر خواهد شد.
امیدواریم این دایرةالمعارف توانسته باشد تصویری کامل، کاربردی و قابل اعتماد از کنتاکتورهای صنعتی در اختیار شما قرار دهد؛ به گونهای که پس از مطالعه آن، بتوانید با دیدی تخصصیتر درباره انتخاب، خرید، نصب، نگهداری و عیبیابی این تجهیز مهم تصمیم بگیرید.» و «کنتاکتور صنعتی» خواهد داشت.
